روش‌های درمانی:

الکتروآنسفالوگرام (EEG):

الکتروآنسفالوگرام دستگاهی است که در دهه 1920 توسط هانس برگر اختراع شد. این دستگاه اندازه‌ای از فعالیت الکتریکی مغز را ثبت می‌کند که توسط الکترودهایی که روی جمجمه قرار می‌گیرند، انجام می‌شود. در واقع بررسی الگوی امواج مغزی که به اختصار EEG نامیده می شود می تواند برای ارزیابی کارکرد مغز در بعضی بیماری ها از جمله اختلالات خلقی و اسکیزوفرنی مورد استفاده قرار گیرد. از آنجا که بین مغز و الکترودها جمجمه و دیگر بافت‌ها قرار دارند، سیگنال مغزی ضعیف است و نشان‌دهنده فعالیت کلی مجموعه‌ای از نورون‌های منتشر است. تکنیک EEG برای تعیین کانون‌های صرعی در مغز و همچنین مطالعه پدیده‌هایی چون خواب و تأثیر داروها بر فعالیت مغزی سودمند است. با این روش می‌توان به مطالعه مراحل خواب و سطوح هوشیاری پرداخت.

مگنتوآنسفالوگرافی (MEG):

ثبت ميدان‌هاي مغناطيسي ضعيف خارج از سر انسان كه Magnetoencephalanography (MEG) ناميده مي‌شود در اواخر دهه 1960 تقريباً 40 سال بعد از ابداع كاربرد EEG در بدن انسان صورت گرفت. MEG میدانهای مغناطیسی کوچک را که به وسیلع جریان الکتریکی نورونها ایجاد می‌شود، اندازه‌گیری می‌کند. در واقع در این روش تغییرات الکترومغناطیسی ناشی از فعالیت مغز ثبت می‌شود.

 

 

تحریک الکتریکی مغز با جریان مستقیم Transcranial Direct Current Stimulation (TDCS) :

تحریک مغز از روی جمجمه با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی یک فناوری کاربردی در طیف گسترده‌ای از بیماریهای مغزی است. در این مرکز از دستگاه TDCS که توسط دکتر کیومرث نجفی اختراع و در شرکت دانش بنیان پیام گیلان مهر تولید شده است استفاده می‌شود. منبع جریان این دستگاه یک باتری 18 ولت آلکالین است. ابعاد دستگاه 11 ×21 ×32 و وزن آن 5/5 کیلوگرم، حداکثر شدت جریان 3 میلی آمپر DC و حداکثر ولتاژ 18 ولت به صورت DC می‌باشد. از طریق اتصال الکترودهایی با قطبیت متفاوت (آند و کاتد) که روی پوست سر نصب می‌شوند، جریان ثابت الکتریکی را از روی جمجمه به مغز منتقل می‌کند. الکترودها می‌توانند از جنس کربن و رسانا باشند. الکترودها در درون اسفنج آغشته به کلرید سدیم 9 درصد قرار می-گیرد تا ضمن افزایش رسانایی جریان الکتریکی از افزایش حرارت پیشگیری شود. دستگاه از لحاظ شدت جریان، اندازه الکترودها و مدت زمان تحریک قابل کنترل است.
این روش ضمن اینکه کاملاً غیرتهاجمی است با داشتن ویژگی‌هایی مانند آسان بودن کار با آن، جابجایی راحت، مناسب بودن جهت استفاده پرتابل از پتانسیل بالینی بالایی برخوردار است. TDCS می‌تواند با استفاده از یک جریان مستقیم و ضعیف الکتریکی (1 تا 3 میلی‌آمپر) بر جمجمه، تغییرات موقتی در تحریک‌پذیری مناطق قشری مغز (تسهیل یا بازداری فعالیت خودانگیخته عصبی) ایجاد کند. ویژگی‌های طراحی (یا پارامترهای فیزیکی) آن شامل شدت جریان، محل قرارگیری هر یک از الکترودها، اندازه الکترود، مدت زمان تحریک، قطبی بودن جریان (آند یا کاتد) و تعداد جلسات با ایجاد اثرات متفاوتی همراه است. به‌طوری‌که تحریک کاتد باعث کاهش تحریک‌پذیری مغز و تحریک آند منجر به افزایش تحریک‌پذیری مغز می‌شود (نجفی و همکاران، 2016).
رفرنس:

 

:QEEG Quantitative electroencephalography

نوار سر کمیتی این امکان را فراهم می کند که داده های بدست آمده از (Electroconvulsive therapy) ECT به صورت کدهای دیجیتال قابل آنالیز مجدد گردد. این آنالیز می تواند یک راه جدید برای ثبت کمی امواج و درک نحوه عملکرد مغز در بیماران مبتلا به اختلالات روانی قبل و بعد از دریافت ECT برای درمان باشد. QEEGبا اندازه‌گیری امواج مغزی از سطح سر نتیجه دقیقی از کارکرد مغز ارائه می‌دهد. نقشه های رنگی که این دستگاه از مغز ارائه می‌دهد نشانگر نحوه فعالیت قسمت‌های مختلف مغز در زمان‌های گوناگون است. فعالیت نرمال، بیش از حد و کمتر از حد طبیعی از طریق رنگ‌های متفاوت نمایش داده می‌شوند. نتایج بدست آمده از گزارش QEEG جهت تعیین نقاط قوت و ضعف عملکرد مغزی و برنامه ریزی جلسات نوروفیدبک به کار می‌رود.

 

الکتروکاردیوگرام (Electrocardiogram)

یا نوار قلب به نمودار ثبت‌شده تغییرات پتانسیل الکتریکی ناشی از تحریک عضله قلب گفته می‌شود که برای بررسی نحوه عمل قلب به کار برده می شود. نوار قلب معمولاً با مخفف ECG یا EKG که مخفف Elektrokardiogramm است مشخص می‌شود.
در واقع نوارقلب (ECG) یک تست بدون درد، غیر تهاجمی، بی‌خطر و ارزان‌قیمت است که از طریق آن می‌توان به بررسی ناهنجاری‌های ساختاری قلب، تاثیر داروها بر ریتم قلب و هدایت الکتریکی آن، فشارخون بالا، مشکلات کلیوی و یا مشکلات هورمونی که برروی الگوی موج الکتریکی قلب در مسیرهای خاص تاثیر می‌گذارند پرداخت.

 

نوروفیدبک

در اصل نوعی بیوفیدبک (پسخوراند زیستی) است که با استفاده از ثبت امواج الکتریکی مغز و ارائه بازخورد تلاش می‌شود که فرد بتواند به نوعی خودنظم-بخشی در سطح فعالیت‌های بدنی دست یابد. در این روش با جایدهی سنسورهایی که الکترود نامیده می‌شوند بر روی پوست سر فرد فعالیت الکتریکی مغز ثبت و در غالب امواج مغزی به اونشان داده می‌شود.

 

روان درمانی

(Psychotherapy) یا درمان روان‌شناختی به صورت یک اصطلاح کلی جهت درمان مشکلات و اختلال‌های روان‌شناختی اشاره به روشی دارد که توسط روان‌درمانگری حرفه‌ای با توجه به خاستگاه “اختلال تحت درمان”، انجام می‌گیرد. متخصصان روان‌درمانی با رویکردهای مختلفی مانند رفتار درمانی، شناختی – رفتاری، واقعیت درمانی، روان‌پویشی کوتاه مدت، روان‌تحلیل‌گری، خانواده درمانی، درمان‌های معنوی، درمان‌های تلفیقی درصدد بهبود وضعیت مراجع، کمک به حل مسائل و سازگاری او هستند.

دارو درمانی:

داورهایی که در درمان اختلالات روانپزشکی به کار می‌روند داروهای روانگردان نامیده می‌شوند. به طور سنتی این داروها به چهار طبقه تقسیم می‌‌گردند اگرچه اکنون دیگر در منابع علمی این تقسیم بندی چندان پذیرفته نیست (و بسیاری از داروها کاربرد چندگانه دارند) ولی با توجه به ساده و مفید بودن این تقسیم بندی هنوز هم گاهی از آن برای آشنایی کلی با داروها استفاده می‌شود: ۱- داروهای ضدجنون یا نورولپتیک‌ها، که برای درمان سایکوزها مورد استفاده قرار می‌گیرند. ۲- داروهای ضدافسردگی، که برای درمان افسردگی تجویز می‌شوند؛ ۳- داروهای ضدمانیا یا تثبیت‌کننده‌های خلق، که برای درمان اختلالات دو قطبی قابل استفاده هستند؛ ۴- داروهای ضداضطراب یا اضطراب‌زداها، که برای درمان اختلالات اضطرابی از آنها استفاده می‌شود (کلتنر و فولکس، ۲۰۰۵، سادوک و سادوک،‌۲۰۰۷؛ سادوک، سادوک و رویز، ۲۰۰۹).

تن‌آرامی یا ریلکسیشن: Relaxation

تکنیکی برای کسب آرامش ، تقویت تمرکز ، و رهایی از تنش‌ است. به دلیل وجود رابطه بین ذهن و جسم، هرچه در جسم آرامش بیشتری برقرار گردد، در ذهن نیز آرامش و تمرکز بیشتری برقرار شده و فرد از افکار مزاحم ذهنی رهایی می‌یابد .از آنجا که افکار منفی مزاحم عضلات را منقبض می‌کند، اگر عضلات آرام گردد تنش و انقباضشان از بین می‌رود در نتیجه افکار منفی خود به خود از ذهن خارج می‌شوند. اساس تن آرامی در واقع آرام‌سازی عضلات با قصد ایجاد آرامش و خلأ ذهنی است. چرا که هرچه میدان فکری خالی تر باشد، تمرکز و توجه بر یک موضوع خاص، آسان‌تر می‌شود.

 

خود هیپنوتیزم درمانی :

خود هیپنوتیزم به این صورت است که فرد بتواند برای مقابله با استرس یا برای اهداف درمانی در مدت بسیار کوتاهی خود را در شرایط خلسه هیپنوتیزمی عمیقی قرار دهد. در این روش به بیمار طی 3 جلسه ، روش استفاده از خود هیپنوتیزم و نحوه درمان و تلقین به خود آموزش داده می-شود. بیمار پس از این آموزش می‌تواند با روش یاد گرفته‌شده خود را در خلسه هیپنوتیزمی قرار دهد و در این شرایط ، به صورت ذهنی ، متن تلقین را مرور کند. در این وضعیت ، بیمار بدون نیاز به مراجعات بعدی به مطب، خودش این برنامه درمانی را انجام می‌دهد.